سيد محمد جزائري
294
نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري
وفات او را در 1167 دانسته ولى او از دزفول بوده و تاريخ مذكور هم نادرست است ; زيرا كه حزين كه از دوستان و معاصران او بوده و عبارت او را از تذكره اش نقل كرديم ، وفاتش را چند سال قبل از تأليف تذكره اش كه در 1165 بوده نوشته است . از آثار نثر قاضى مجد الدين نامهاى است كه به قاضى عنايت اللّه شوشترى سابق الترجمه نوشته و در جُنگى خطى موجود است . در اينجا قسمتى از آن نقل مى گردد : « چندانكه حاكم محكمه قضا ، در صدر بزم مصلحت بينى احوال موجودات ، حسب الامر لازم الامتثال قاضى الحاجات ، بفصل مراد مرافعات ، تمشيت دهنده امور جمهور كائنات است . مسند حقانيت مستند شريعت پناهى ، از كمال عنايت الهى بوجود شرافت نمود مزين ، و صورت شرع انور با رأى آن مفتى حقيقى مستحسن باد . سر سادات كه خيلى بدلم جا دارى * حيف باشد كه ز ما كمتركى ياد آرى حضرت قاضى بر قاليچه پيغمبر نشسته ، به داد دل بيچارگان وارسى ، همچه بدان به افسار توطن و پابند تعلق ، قنطر بر سر و زنجير بر پا كرده ، بمعاشرت قومى گرفتار و با جمعى چموش لگد انداز سرو كار دارم ، كه با وجود اتصاف آن حيوانات بلا اشتباهى ، حسب التوصيف جناب اقدس الهى به وصف الحال و ( وَالخَيْلَ وَالبِغالَ وَالحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها ) ( 1 ) است ، هر گز ركاب سوارى نمى دهند ، اكثر بدوش آدميان پاى نهند ، حقاً ثم حقاً كه انسانيت تهمت عظيم است كه ظاهر بينان از باطن بى خبر بر اين قوم يال و دم ريخته ابتر بستهاند ، ورنه درشتى و خشونت دو گواه
--> ( 1 ) النحل : آيه 8 .